سما جون سما جون ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
زهرا جون زهرا جون ، تا این لحظه: 23 سال و 12 روز سن داره

روزمره های دخترانم

آریانا

سلام گل های باغ من ... امشب بالاخره جشن آموزشگاه سما جون برگزار شد و بچه ها حسابی شاد شدن ... کلر بوک های بجه ها به نمایش گذاشته شده بود ... دختری خیلی خوب کاراش رو انجام داده ... حرف s , a رو یاد گرفته و به خوبی فلش کارتها رو میخونه  چند شب پیش کلی با هم کار کردیم و جایزه اش تیله بازی بود که کلی ذوق کرد و بعدش قایم موشک بازی و مجسمه و ... و کلی بازی دیگه فداشششش دوستتتون دارم گلای من الان مامانی و بابایی اومدن خداحافظی که برن مشهد شما دو تا خواب بودین و کلی بوسیدنتون ... ایشالا به سلامتی برن ... منم که طبق معمول هر سال میگم میرم نمایشگاه کتاب و نمیشه ): ): تا بعد ........... ...
19 ارديبهشت 1392

دختره ما داریم (:

سما جون وارد 47 امین ماهگرد تولدش شد ... ماهگرد مبارککککک ماه روی من دیشب به خاله جون میگه خاله مریم میخواد زایمان کنه ... خاله اش میگه نه هنوز زوده سما میگه من میدونم !!! دختره ما داریم !!!! (: امشب به آقا جان میگه دوباره گوشم کر شده آقا جان میگن : از کجا فهمیدی میگه : آخه گوشم حرف نمیزنه ..!!! چند هفته پیش میگه : مامان واسم عینک آفتابی میخرین گفتم نه زوده هنوز ... میگه : قول میدم ازش مرابقت کتم !!! نه مراق... نه مراب... ( نمیتونست بگه (: ) آخرش گفت نگهداری می فهمین نگهداری دختره ما داریم ...
16 ارديبهشت 1392

احوال ما ...

بالاخره این هفته پر دردسر تمام شد و این هفته کمی اوضاع روبراه تر میشه ... کلاس شنا کماکان ادامه داره و مربی شنا از زهرا حسابی راضی ... میگه بیاد ادامه بده تو تیم باشه ... کلاس بسکتبال هم ادامه داره و مربی میخواد که یه تیم بده ... جشن روز معلم برگزار شد و به بچه ها حسابی خوش گذشت ... اما نمایشگاه کتاب که  امسال هم نمیتونم برم متأسفانه ... خاله مریم هم امروز رفت سونو و خدا رو شکر خوب بود یه نی نی 7 میلی متری ... و خاله محبوبه وارد 7 امین ماه بارداری شده دوستتون دارم خواهر زاده های عزیز
16 ارديبهشت 1392

شلوغ پلوغ ...

این روزا سرمون حسابی شلوغهههههه ... کلاسهای شنا ... خرید واسه روز معلمممممم  که هر سال توسط همه اولیا مدرسه انجام میشه .... امتحان فاینال زبان من ... خرید براییییییی روز مادررر .... و این هفته هم که باید بریم به کلاست برسیم بیرجند احتمالا چهارشنبه ... هنوز درگیر کارای دکوزاسیون خونه ایم کلافه شدم دیگه از این همه بهم ریختگییی ... ): هفته پر مشغله واسه من که انرژیم تحلیل رفته ...  
9 ارديبهشت 1392

انرژی دابل + ... (:

خدا رو شکر تونستم استارت بعضی از کارها رو در سال جدید بزنیم از 27 /1 دوره اموزش شنا خصوصی مون شروع شد من و زهرا جون و عمه جان روزهای فرد امروز 5 امین جلسه است اما زهرا جون هم موفق شد بالاخره بره کلاس بسکتبال و روزهای فرد حسابی انرژی میگیره ... (: از سه شنبه 2/3 هم کلاس نقاشی سما جون شروع شد و خیلی با علاقه سر کلاس حاضر میشه دوستتون دارم و امیدوارم بتونم با برنامه ریزی درست به اهدافمون برسیم
5 ارديبهشت 1392

پایان سال

همیشه پایان سال غم انگیزه واسه منی که شروع سال جدید رو با یه سال بزرگتر شدن تجربه میکنم گاهی در بزرگی هم هنوز کوچکی هنوز تا بزرگ شدن راه زیادی مونده ... سما جون در مسابقه بهترین تخم مرغ برنده شد (: یادتونه خیلی سالها قبل واسه دوستامون کارت پستال می فرستادیم امسال معلم زهرا جون این سنت رو احیا کردن و پایان سال و جشنواره دستهای کوچک اندیشه های بزرگ   ...
5 ارديبهشت 1392