گذر زمان ...
اوههههههههه اینقدر درگیر نی نی فرتاز جون و کارهای خودمون شده بودم که نرسیدم بیام واسه آب و جارو اینجا ... اما از اتفاقات این مدت اومدن غیر مترقبه نی نی خاله فاطمه ، آبجی کوچولوی ساینا بود ... ( 10/10) خوشحالم که ساینا خوشحاله ... حیف که این دفعه نمیتونم برم تهران یعنی به این زودی نمیتونم برم ...قدمش پر خیر و برکت باشه ... چند روز تعطیلی دلمون میخواست بزنیم بیرون و آقا جان هم خالی کرده بودن اما خوب بی برنامه گی یه آدمایی !! تمام زندگی ما رو بهم ریخته!!! موندگار شدیم تو خونه ): یکی دو روز هم بارون خوبی اومد خدا رو شکر ... گهگاهی تو این مدت با هانیه می رفتیم دنبال خرید و ... یه روز هم یعنی چهارشنبه گذشته نگار با مامانش اومد و چند تا از کارد...
نویسنده :
ملیحه
14:38



