این هفته ...
اول هفته که مصادف بود با شب یلدا که خاله جون میخواست ولیمه فرناز جون رو بده ... همه خونواده این ور و اونور (: با هم بودیم .... چون خاله جون بهتر بود من اومدم خونه تا به کارهام برسم یکشنبه و دوشنبه معمولی گذشت من کلاس داشتم و رو یه آهنگ کار کردیم واقعا متنش زیبا و پر مفهوم بود جای تأمل داشت yesterday when i was young ... خیلی زیبا بود ... دوشنبه فقط به رفت و روب خونه رسیدم ... سه شنبه همه سر کار خودمون بودیم ... چهارشنبه یه سر اومدم مدرسه که با اتفاقات خیلی خوبی مواجه نشدم ): سر فرصت برات مینوسم دخترم ... نیاز به یه تجدید نظر کلی وجود داره ... بعد هم معاونت سما و بعد خونه ... 5شنبه خودت رو آماده امتحان کانون کردی و قول داده بودی...
نویسنده :
ملیحه
23:22



